تبليغاتX
یادگار دوست
همای اوج سعادت به دام ما افتد اگر تو را گذری بر مقام ما افتد
سلام به همه شما دوستان گل

این روزها سرگرم یادگیری حرفه ای flash و ActionScript و خلاصه طراحی سایتهای  Rich Interaction هستم.

تا مدتی دیگه هم سایت خودم رو بصورت فلش و با استفاده از نرم افزار Adobe Flex بالا می آرم.

البته لازم میدونم از زحمات فوق العاده دو دوست و دانشجوی گلم که زحمت Host و Domain رو واسم کشیدند تشکر ویژه ای داشته باشم.

آدرس سایت رو هم وقتی طراحیش تموم شد به همتون میدم.

خواهشا هر کسی در زمینه طراحی فلش و مقولات مرتبط، نکته ای یا اطلاعاتی داره، خوشحال میشم از نظراتش بهره مند بشم.

موفق باشین و پیروز

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 12:2  توسط عباسعلی دهقان  | 

ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی

دودم به سر برآمد زین شعله ی نهانی

ای بر در سرایت غوغای عشقبازان

همچون بر آب شیرین آشوب کاروانی

تو فارغی و عشقت بازیچه می نماید

تا خرمنت نسوزد احوال ما ندانی

شهر آن توست و شاهی فرمای هرچه خواهی

گر بی عمل ببخشی ور بی گنه برانی

از اینجا گوش بدین و لذت ببرید

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 16:38  توسط عباسعلی دهقان  | 

سلام به همه شما دوستان عزیز

ایام زیبای حج هست واسه همین مطلب فوق العاده عمیق و زیبای زنده یاد دکتر شریعتی رو واسه امروز انتخاب کردم، امیدوارم خوشتون بیاد. البته اگه واستون تکراریه منو ببخشین


... و اكنون ، ابراهيمت ، و اسماعيلت را به قربانگاه آورده‌اي .
اسماعيل توكيست؟ چيست؟ مقامت؟ آبرويت؟ شغلت؟ پولت؟ خانه‌ات؟ باغت؟ اتومبيلت؟ خانواده‌ات؟ علمت؟ درجه‌ات؟ هنرت؟ روحانيتت؟ لباست؟ نامت؟ نشانت؟ جانت؟ جوانيت؟ زيبايي‌ات؟ و
...
من چه مي‌دانم؟ اين را بايد خود بداني و خدايت. من فقط مي‌توانم نشاني‌هايش را به تو بدهم، آنچه تو را در راه ايمان ضعيف مي‌كند، آنچه تو را در راه مسئوليت به ترديد مي افكند،آنچه دلبستگي‌اش نمي‌گذارد تا پيام حق را بشنوي و حقيقت را اعتراف كني، آنچه تو را به توجيه و تاويل‌هاي مصلحت‌جويانه و ... به فرار مي‌كشاند و عشق به او كور و كرت مي‌كند و بالاخره آنچه براي از دست ندادنش، همه دستاوردهاي ابراهيم وارت را از دست مي دهي، او اسماعيل تو است! اسماعيل تو ممكن است يك شخص باشد يا يك شيئي، يا حالت، يا يك وضع، و يا حتي يك نقطه ضعف! تو خود آن را هر كه هست و هر چه هست بايد به مني آوري و براي قرباني انتخاب كني. چه: ذبح گوسفند به جاي اسماعيل قرباني است، و ذبح گوسفند به جاي گوسفند قصابي
!!!

اي حاج، اكنون به كجا ميروي؟ به خانه؟ به زندگي؟ دنيا؟ رفتن از حج، آنچنان كه آمده بودي؟ هرگز. اي كه نقش ابراهيم را در اين صحنه ايفا كردي! هنرمند خوب در شخصيتي كه نقش او را بازي مي‌كند حل مي‌شود و اگر خوب بازي كرده باشد، كار صحنه پايان مي‌گيرد و كار او پايان نمي‌گيرد. هنرمنداني بوده‌اند كه از نقشي كه ايفا كرده‌اند ديگر بيرون نيامده‌اند و بر آن مرده‌اند. و تو اي كه نقش ابراهيم را بر عهده داشتي، نه به بازي كه به عبادت، به عشق، از نقش ابراهيم به نقش خويش رجعت مكن، خانه مردم را ترك مكن و دوباره پا در گليم خويش مكش. اي كه در مقام ابراهيم ايستاده‌اي و بر پاي ابراهيم به پا خاسته‌اي و به دست خداي ابراهيم دست بيعت داده‌اي، و به سرزمين ايمان و بر فرش خدا به مهماني پا نهاده‌اي و در گرداب عشق فرو رفتي و خود را در خلق طائف نفي كردي و در كوهستان‌هاي حيرت و آتش به جستجوي آب تلاش كردي و آنگاه از مكه، يكسره در عرفات هبوط كردي و از آنجا، منزل به منزل به سوي خدا رجعت كردي و با «آگاهي» (در پرتو روشني آ‏فتاب عرفات)، و «خودآگاهي» (به روشني پاك شعور حرام)، به جمع سلاح پرداختي، و هماهنگ زمان و همگام با جمع از مرز مني گذشتي و سرزمين عشق و ايمان را از حكومت ابليس‌ها رها كردي، و در پايان كار گوسفندي را ذبح كردي! ابراهيم‌وار زندگي كن و در عصر خويش معمار كعبه ايمان باش ...
خوش باشین و پیروز
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 9:12  توسط عباسعلی دهقان  |