|
|
|
|
|
گداخت جان كه شود كار دل تمام و نشد رواست در بر اگر میتپد كبوتر دل پیام داد كه خواهم نشست با رندان به كوی عشق منه بیدلیل راه قدم فغان كه در طلب گنجنامهی مقصود دریغ و درد كه در جستجوی گنج حضور هزار حیله برانگیخت حافظ از سر فكر |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 10:2 توسط عباسعلی دهقان
|
|
||
|
|
|
|
|
بیایید بازی کنیم ، برقصیم، آواز بخونیم، نقاشی کنیم، بریم با هم دشت و دمن، اصلا بیاین بریم با بچه ها بازی کنیم و به حرفاشون گوش کنیم و پا به پاشون باشیم واااااااای چه حالی میده تو وان پر کف آب بازی کنیم، بریم اسباب بازی بخریم واسه خودمون، یه عروسک باحال و خوشگل جشن تولد بگیریم و بریم شادی کنیم آی نگو، برنامه کودک، بیاین با هم برنامه کودک ببینیم اصلا بیاین واسه بچه ها قصه بگیم. و زیباتر از همه بیاین عشقمون رو ابراز کنیم عین بچه 10 ساله ای که با دختر 8 ساله همسایشون میگه دوست دارم اینها همش کمک میکنه تا کودک درونمون رو بیدار کنیم و خوشبحتی رو احساس کنیم . حالا وقتی به این لیست نگاه میکنین میبینین که خیلی از این کارها رو سالهاست انجام نداده ایم. پس بیایین به خودمون کمک کنیم |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 11:31 توسط عباسعلی دهقان
|
|
||
|
|
|
|
|
این چه حرفیست که از عالم بالاست بهشت هرکجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت دوزخ از تیرگی بخت درون تو بود گر درون تیره نباشد همه دنیاست بهشت چه بسیار آرامش خود را در رسیدن به یار ، مدرک تحصیلی، مهاجرت به خارج از کشور و ... تصویر کردیم و آنگاه که رسیدیم، بسان رسیدن به یک سراب هرگز و هرگز راضیمان نکرد. بیایید باور کنیم هیچ کس پیام آور خوشبختی برای ما نیست. هیچ چیزی تضمین خوشبختی ما نیست حتی زندگی در بهترین نقطه دنیا هم حس آرامش را برای ما به ارمغان نمی آورد. گله نکنیم از این و اون که چرا ترکم گفتند و چرا رفتند. گله نکنیم از سفارت X که چرا بهم ویزا نداد که برم... گله نکنیم از دانشگاه Y که چرا بهم پذیرش نداد. بسیارند کسانی که تو همین مملکت گلو بلبل خوشبختند. خوشبختی را در کلام دیگران و تجویزهای اطرافیان جستجو نکنیم. فرمولاسیون خوشبختی هر انسانی مجزاست و صرف خودشه و به درد هیچ کی دیگه نمیخوره این داستان ادامه دارد... |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 10:58 توسط عباسعلی دهقان
|
|
||
|
|
|
|
|
آرامش بی شوق زندگی
یا شور و شوق زندگی بی آرامش کدوم رو ترجیح میدین؟ من اومدم که مطلبی جدید بنویسم اما انگار خیلی هم نیومده ام!!! گیجم، در تعیین اهداف زندگی، در سن ۳۲-۳ سالگی. دوستی میگفت به این میگن بحران میانسالی، اما من اصلا نمیدونم اصلا بحرانی در کار هست یا نه. اما مدتهاست سوالاتی ذهنم رو مشغول کرده. آنگاه که از گذر زمانه به تنگ می آیم و آرزو میکنم روزگار بهتر میگذشت، فراموش میکنم روزگاری بهتر می گذشت و نفهمیدم . اصلا کی گفته الان بد میگذره؟!! اصلا بد چه جوریه؟ خوب چه جوریه؟ من خوب میدونم تا همین لحظه که دارم مینویسم همیشه شوق زندگی تو وجودم شعله زده، هرگز هم کم رنگ نشده، همیشه صبح با شوق و ذوق پا شدم و روزم رو آغاز کردم. اما باز هم این اصلا از گیجیم کم نمیکنه. دوستی میگفت تنهایی اذیتت نمی کنه. گفتم شاید این هم شده مرحله ای از زندگی که بهش عادت کردم. وااااااااااای بعضی عادتها خیلی بدن، خیلی. تنها هستم ولی من همیشه هیجان زندگیم رو حفظ کرده و میکنم، یعنی همه سعیم رو میکنم که اینجور باشه. اما همین علی، گاه به این نتیجه میرسه که نچ، تنهایی هم واسه همیشه حال نمیده!!! این یه مدل دیگه گیجی تو تنهایی هام همیشه کاری و تفریحی واسه لذت بردن هست، فیلم دیدن، موسیقی گوش کردن، ساز زدن، کتاب خوندن، راز و نیاز کردن و ... از دونه دونه این برنامه ها لذت می برم، اما باز حس میکنم یه چیزی درست نیست. شور و شوق هست و آرامش هست ولی نیست و نیست!!! انگیزه هم از اون بحث هاست، میگی نه، بذار تعریف کنم. انگیزه ها واسه شروع یه چیز جدید همیشه فوران میکنه!! خریدن یه چیز، یاد گرفتن یه چیز، رفتن به یه جای خاص، دیدن یه فیلم خاص و .... اما واسم عجیبه که تا میرسم به اون چیز، انگار همه انگیزه ها ته میکشه و اون مساله به حال خود رها میشه. کتابی که با ذوق و شوق خریداری شده ولی فقط ۲ فصلش خونده شده، فیلمی که گرفتم ولی هنوز فرصت نکردم ببینمش، سازی که با هزار شوق میخرم که بزنم ولی به تدریج فراموش میشه، جالبه که ما آدما تو روابطمون هم یه جورایی اینجوری شدیم. شروع رابطه انگیزه بی نهایت، بعد از مدتی سرد و سردتر مگر اینکه خلافش ثابت بشه که اکثرا نمیشه. من تو این مورد نمی دونم اینجوری هستم یا نه، یعنی تا حالا نبودم. ولی از اینجوری بودن یا شدن همیشه میترسم، واااااااااااااااای تصورش هم سخته، خیلی فاجعه هستاااااااااااا فکر نکنیم من طوریم شده هااا همیشه شاد باشید، لطف عالی مستدام راستی یکی ایمیل منو میخواست: خوب اینم ایمیل: adehghan@gmail.com |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 17:0 توسط عباسعلی دهقان
|
|
||