تبليغاتX
یادگار دوست - سوال سخت - قسمت دوم
سلامی دوباره گرم گرم، به گرمی هوای گرم تابستونی که داره از راه میرسه.

پست قبلی سوال ذهنی من بود که مطرح کردم. اما الان میخوام یه ذره بهتر بیان کنم و یا به عبارتی موشکافی کنم.

من تفاوت دوستی و عشق رو یه خورده ی میدونم. سعی هم کردم تا حد توانم بررسی کنم و اونو بفهمم که اصلا چیه دوستی؟ عشق چیه؟ چه جوری بوجود میاد و نتیجه اون چیه؟

میدونم دوستی خیلی زیباتر و شیرین تر از عشقه. اما به این سوال من خواهشا پاسخ دهید. کدوم زیباتره؟

 اینکه وقتی دارین میرین یکی رو ببینین که یک دنیا دوستش دارین، قلبتون به تاپ تاپ بیفته، هیجان و شوق غیر قابل وصفی ایجاد بشه و با شور و شوق به دیدن فرد مورد نظر بروید

یا

اینکه وقتی بدون تاپ تاپ قلب و هیجانی و شور و شوقی؟

من حس میکنم واسه دوستان فوق العاده گلی که کنارم هستن که حتی دلم هم واسه دیدنشون گاه یه ذره میشه، هیچگاه قلبم نتپیده، هیچگاه شوقی زیبا درونم شعله نکرده.

من اگر بخوام یک نفر رو به عنوان شریک زندگیم انتخاب کنم رابطه  اولی رو نیاز دارم نه دومی. میخوام همیشه واسش تاپ تاپ قلبم رو بلند بلند بشنوم. ولی واسه دوستان دیگم مسلما رابطه دوم رو انتخاب میکنم.

تا اینجا رو داشته باشین.

حالا بعد دوم سوال از اینجا شروع میشه که فرض کنید سالها با فردی بنا به هر دلیلی دوستین، عمر این دوستی هم مشابه کیفیت دوستی بالاست. سالهای سال. در اینجا رابطه از نوع دومه.  آیا اگر این حس رو روزی به او پیدا کردید که میتونه شریک زندگیتون بشه اونوقت به چه شکلی میخواین این ذهنیت رابطتون رو از مدل اول به دوم عوض کنید؟ مسلما از طرف شما که خواهان این تغییر هستین، این امر به طور خودکار اتفاق میفته بی آنکه اصلا بهش فکر کنید. اما آیا اگر این حس در ذهن طرف مقابلتون از دوستی و رابطه نوع اول فراتر نرفت چی؟ بزور که نمیشه گفت فلانی تو رو خدا دلت واسه من بلرزه. میشه؟

وقتی یکی از طرفین رابطه، به بیان احساس جدیدش میپردازه، اگر طرف دوم در این تغییر با او همراه نباشه، معمولا شوکه میشه!! حالا باید کسی که سالها در نقش یک دوست بوده، احساس یک دوست رو داشته و نه بیشتر، رو در قالب یک عاشق ببینه، یک دلباخته و حالا خودش را در مقابل عمل انجام شده ای میبینه. گاها خودش رو مجبور به عاشق شدن میبینه!!! گاهی هم رابطه دوستی برای همیشه از هم گسسته میشه و اون در حالتی است که این تغییر ذهنی برای طرف دوم امکان پذیر نباشه.

من یکی از دلایل تسلسل روابط عاشقانه رو همین میدونم.

شما عاشق کسی میشین که هیچ حسی به شما نداره و  احتمالا اون عاشق کسی دیگه هست و باز به احتمال زیاد فرد سوم هم عاشق فرد چهارمی است و هیچ کدام از روابط کامل و دو طرفه نیست.

نمیدونم تونستم این معمای ذهنم رو باز کنم یا خیر. اما سعی کردم خوب بیان کنم

باز منتظر راهنماییهای خوب شما هستم

 

+ نوشته شده توسط عباسعلی دهقان در دوشنبه بیستم خرداد 1387 و ساعت 18:58 |