|
|
|
|
|
گزارش لحظات قبل از شروع چهارشنبه سوری:
ملت شریف و همیشه در صحنه به علت کمبود جشن و شادی، هر سال در این روز غوغا می کنند. ظاهرا امسال تدابیر امنیتی شدیدتر شده ، و خیابونها بالاخص منطقه صفاییه پر از پلیس ضد شورش است. تمام مجتمع ها مجهز به چند فروند پلیس شده.بنده ی حقیر که مثه سگ از ترقه و آتش می ترسم، امروز دو سه ساعت زودتر به خونه برگشتم، که خدای نکرده، زبونم لال، بلایی سرم نیاد.لذا از ادامه ی گزارش معذورم. از خوانندگانی که در این مراسم شرکت می کنند،تقاضا داریم، اگر حس و حالی داشتند، برایمان بنویسند. راستی یه چیزی تعریف کنم ،دیروز رفته بودم نوشت افزار فروشی!!! یه پسر دبستانی اومده میگه:آقا سیگارت دارید؟ فروشنده می گه:نه پسر،سیگارت چیه؟ بعد که پسره میره ، فروشنده میگه، عجب زمونه ای شده، زمان ما، ما میرفتیم زیر کرسی خونه ی مادر بزرگ، نخود کشمش می خوردیم. یه کم نگاش می کنم میگم ببخشید شما چند سالتونه؟؟؟ میگه هفده سال!!!! - فکر کنم بنده خدا شب یلدا را با چهار شنبه سوری اشتباه گرفته بود.من که بیست و هفت سال دارم، هر چی فکر کردم این چیزا یادم نیومد.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 18:0 توسط آتش یخزده
|
|
||