تبليغاتX
یادگار دوست - به دستانی که هرگز برای من نبود..
همای اوج سعادت به دام ما افتد اگر تو را گذری بر مقام ما افتد

چشمانت را میان تاریکی میجویم.

میگویم: چه قدر دوری؟

می گویی :انــــدازه است!

 

گـــم میشوم.

تمــــام می شوم.

 

در تو اما

جای نگاهم همیــــشه بر دستانت باقی است.

در من اما

زخــم غریب و شفافی است جای خالی تو تا هزاران سال.

 

(آتشی که یخزده بود)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 14:33  توسط آتش یخزده  |