|
|
|
|
|
میگویم: چه قدر دوری؟ می گویی :انــــدازه است! گـــم میشوم. تمــــام می شوم. در تو اما جای نگاهم همیــــشه بر دستانت باقی است. در من اما زخــم غریب و شفافی است جای خالی تو تا هزاران سال. (آتشی که یخزده بود) |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 14:33 توسط آتش یخزده
|
|
||