|
|
|
|
|
گاهی زخم هايی هستند که به آنها توجهی نمیکنی. زخم هایی که دیده نمی شوند،کوچکند . اما بعد يواش يواش بزرگ می شوند ، چرک می کنند ، می رسند به مغز استخوانت، میرسند به مغز استخوانم. و زندگیمان را از پا در می آورند. «چراغ های رابطه تاریکند.»کاش می فهمیدی... پی نوشت: بعضی لحظه ها پر از حسرتند، پر از افسوس.و چه عوامل محدود کننده ای اند زمان و مکان.اگر اینجا نبودیم...اگر اینقدر دیر نرسیده بودیم...اگر...اگر... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 21:48 توسط آتش یخزده
|
|
||